پی نوشت

من از جنگ داخلی می ترسم !!

 

روزی پای صحبت های پزشکی ایرانی نشستم که سال ها در سوریه کار کرده بود. لا به لای حرف هایش به موضوع جالبی اشاره کرد: « سوریه همیشه یکی از امن ترین کشورهای عرب بود، اما از چند سال قبل حس می کردی که انگار خیلی نامرئی اما مدام، به اختلافات قومی و مذهبی و حتی شهری و طایفه ای در این کشور دامن زده می شود... اخبار و شایعاتی پخش می شد که خیلی راحت باعث اختلاف مذاهب یا قومیت ها یا حتی ساکنان شهرهای مختلف و طرفداران تیم های مختلف می شد. مثلا یک روز شایع شد پزشکی کرد تبار مردم قبایل عرب را مسموم کرده و یک بار شایع شد راننده ای از شهر حمص پانزده مسافر اهل حلب را به داخل دره فرستاده و خودش از اتوبوس بیرون پریده و ... وقتی جنگ داخلی به راه افتاد ناگهان همه این اختلاف ها و کینه ها و نفرت ها سرباز کرد و تسویه حساب ها همسایه به همسایه و شهر به شهر و دین به دین و مذهب به مذهب و قوم به قوم شروع شد...»

این حکایت آشنا نیست


من از جنگ داخلی می ترسم !!

 

روزی پای صحبت های پزشکی ایرانی نشستم که سال ها در سوریه کار کرده بود. لا به لای حرف هایش به موضوع جالبی اشاره کرد: « سوریه همیشه یکی از امن ترین کشورهای عرب بود، اما از چند سال قبل حس می کردی که انگار خیلی نامرئی اما مدام، به اختلافات قومی و مذهبی و حتی شهری و طایفه ای در این کشور دامن زده می شود... اخبار و شایعاتی پخش می شد که خیلی راحت باعث اختلاف مذاهب یا قومیت ها یا حتی ساکنان شهرهای مختلف و طرفداران تیم های مختلف می شد. مثلا یک روز شایع شد پزشکی کرد تبار مردم قبایل عرب را مسموم کرده و یک بار شایع شد راننده ای از شهر حمص پانزده مسافر اهل حلب را به داخل دره فرستاده و خودش از اتوبوس بیرون پریده و ... وقتی جنگ داخلی به راه افتاد ناگهان همه این اختلاف ها و کینه ها و نفرت ها سرباز کرد و تسویه حساب ها همسایه به همسایه و شهر به شهر و دین به دین و مذهب به مذهب و قوم به قوم شروع شد...»

این حکایت آشنا نیست


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanoon1
تاریخ : شنبه 28 آذر 1394
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران